معنی نیاوه
5 بازدید
[ وَ / وِ ] (اِ) بهر. بهره. قسمت. سهم. حظ. (یادداشت مؤلف): الشرب؛ نیاوهٔ آب. القلا؛ روز آمدن تب و نیاوهٔ آب. الکفل؛ سوار بد و نیاوه. فلان ذواکل؛ فلان را نیاوه است از دنیا. (مهذب الاسماء) (از یادداشتهای مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیاوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر