معنی نیاق

معنی نیاق

5 بازدید
(ع اِ) جمع ناقه است. رجوع به ناقه شود. || جمع نیق است. رجوع به نیق شود. || (مص) مصدر غیرقیاسی از انیاق. (از منتهی الارب). در شگفت انداختن کسی را. نیق. انیاق. (از ناظم الاطباء). رجوع به نیق شود.
(اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین. در ۵هزارگزی جنوب قزوین، در جلگهٔ معتدل هوایی واقع و دارای ۴۴۷ تن سکنه است. آبش از قنات و چشمه، محصولش غلات و انگور و بادام، شغل اهالی زراعت و گلیم بافی و جوراب بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «نیاق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید