معنی نیازش
5 بازدید
[ زِ ] (اِمص) عبادت. پرستش. (یادداشت مؤلف). عرض نیاز. رجوع به نیاز شود: هزاران گونه بنماید نیازش به شیرین لابه و نیکو نوازش.فخرالدین اسعد. || نوازش : سروشان را به نام نیک بستود نیازشهای بی اندازه بنمود.فخرالدین اسعد. || مزید علیه نیاز است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نیازش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زش» برای سرودن شعر