معنی نیابه
3 بازدید
[ بَ / بِ ] (از ع، اِ) نوبت. (لغت فرس اسدی) (صحاح الفرس) (ناظم الاطباء). بار. کرت. دفعه. مرتبه. رجوع به نیابت و نیابة شود: آن به که نیابه را نگه داری کردار تن خویش را کنی فربه. بوشکور (لغت فرس اسدی، از یادداشت مؤلف ).
کلمات همقافیه با «نیابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر