معنی نیا

معنی نیا

6 بازدید
(اِ) پدر پدر و پدر مادر. (لغت فرس اسدی) (اوبهی) (صحاح الفرس) (غیاث اللغات). به معنی جد مطلقا، خواه پدر پدر و خواه پدر مادر. (از برهان). جد. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) (غیاث اللغات) (اوبهی) (صحاح الفرس) (انجمن آرا) (جهانگیری). پدربزرگ. بابابزرگ. نیاک. ج، نیاکان. رجوع به نیاک و نیاکان شود: نبیره که جنگ آورد با نیا هم از ابلهی باشد و کانیا. فردوسی (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی، یادداشت مؤلف). چو شد سرکش و گرد و ده ساله گشت بزور از نیا و پدر برگذشت.فردوسی. یکی نامه بنوشت نزد نیا پر از جنگ و از چاره و کیمیا.فردوسی. آنکه به دین اندرناید خر است گرچه مر او را چو تو آدم نیاست. ناصرخسرو. گیا را پدر دان درست ای پسر و گر من پدرتم گیا خود نیاست. ناصرخسرو. تنْت فرزند گیاه است و گیا بچهٔ خاک زین همیشه نبود میل مگر سوی نیاش. ناصرخسرو. ز ناسزایان تخت نیا گرفت به تیغ نبیره را چه به از مسند نیا دیدن.سوزنی. بودند کیان بهتر آفاق و نیایت بهتر ز کیان بود و تو بهتر ز نیائی.خاقانی. به کم مدت از تاجداران اکنون نبیره نبینی نیائی نیابی.خاقانی. از کیومرث کاولین ملک است هر نیاییش بر زمین ملک است.خاقانی. سوی کشور خویشتن کرد رای که رسم نیا را برآرد بجای.نظامی. زبان را روز و شب خاموش می داشت نمودار نیا را گوش می داشت.نظامی. نیای خویشتن را دید در خواب که گفت ای تازه خورشید جهانتاب.نظامی. || عم. عمو. (یادداشت مؤلف). || برادر مادر. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). خالو. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). خال. دایی. (یادداشت مؤلف). || برادر بزرگ. (برهان قاطع). برادر بزرگتر. (ناظم الاطباء). || قدر و عظمت هرچیز. (برهان قاطع) (از غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء). توانائی. (ناظم الاطباء): و آنچه مطلوب جهانیان است از عزّ و نیا بیافت. (کلیله و دمنه). || نیام. غلاف. (ناظم الاطباء)؟

کلمات هم‌قافیه با «نیا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید