معنی نگیندان
5 بازدید
[ نِ ] (اِ مرکب) نگین خانه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). جای نصب کردن نگین در انگشتری. آن جای از انگشتری که نگین در آن نشانند: زمرد و گیه سبز هر دو یک رنگند ولیک از آن به نگین دان برند و زین به جوال. ازرقی. نگین دان او را چه زود و چه دیر گهی کرد بالا گهی کرد زیر.نظامی. || انگشتری. (فرهنگ فارسی معین). - نگین دان زمرد (زبرجد)؛ یعنی ماه، و بعضی کنایه از فلک گویند، و اول اصح است، چنانکه نظامی گوید: مه که نگین دان زبرجد شده ست خاتم او مهر محمد شده ست. و حکما گویند رنگ ماه سبز است بنابراین او را نگین دان زبرجد گفته اند. (از رشیدی).
کلمات همقافیه با «نگیندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر