معنی نگونطالع
4 بازدید
[ نِ لِ ] (ص مرکب) بی طالع. بی نصیب. بدبخت. (ناظم الاطباء). نگون اختر. نگون بخت. وارون بخت : گِل آلوده ای راه مسجد گرفت ز بخت نگون طالع اندر شگفت.سعدی. ندیدم ز غماز سرگشته تر نگون طالع و بخت برگشته تر.سعدی.
کلمات همقافیه با «نگونطالع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لع» برای سرودن شعر