معنی نگوسار
6 بازدید
[ نِ ] (ص مرکب) مخفف نگونسار است یعنی هرچیز که آن را سرازیر آویخته باشند. (برهان قاطع) (آنندراج). رجوع به نگونسار شود: و اما آن دیگر را دیدند سرها آویخته و تنها از بالای قلعه نگوسار کرده. (اسکندرنامهٔ خطی). میاجق را نگوسار بر دار کردند. (راحةالصدور). امرای عراق منکوب و خاکسار علم نگوسار بی چاره و در جهان آواره شدند. (راحةالصدور). || کنایه از شخصی که از خجالت سر به زیر افکنده باشد. (از برهان قاطع). رجوع به نگونسار شود. || سرنگون. نگونسار. برگشته. برگردیده. وارون شده. منکوس. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نگوسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر