معنی نگنده
6 بازدید
[ نِ گَ دَ / دِ ] (اِ) نکنده. بخیه و آجیدهٔ جامه و سوزنی. (برهان قاطع) (آنندراج). || به معنی دفینه هم گفته اند یعنی آنچه در زمین و غیره پنهان کنند، و در نسخهٔ دیگر دفتینه نوشته بودند و آن افزاری است جولاهگان را. (برهان قاطع). || (ن مف) جامهٔ آجیده شده. سوزنی بخیه کرده. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نگنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر