معنی نگل

معنی نگل

5 بازدید
[ نَ ] (ص، اِ) آنکه خطش تمام ندمیده باشد، یعنی پسری که مزلف شده باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). پسر سادهٔ خوش روی. امرد. (فرهنگ خطی). جوانی که خطش آغاز به دمیدن کرده باشد. (ناظم الاطباء). مصحف تگل است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به تگل و نکل و لغت فرس اسدی ص ۳۲۱ شود.
[ نِ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج، در ۱۵هزارگزی شمال شرقی رزاب، در ناحیه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و ۵۴۵ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و لبنیات و توتون و انگور، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «نگل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید