معنی نگاه انداختن
4 بازدید
[ نِ اَ تَ ] (مص مرکب) نظر انداختن. نظر کردن. عنایت و التفات کردن : مکن چو شمع به یک خانه نور خود را صرف چو آفتاب به هر روزنی نگاه انداز. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نگاه انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر