معنی نگاهیدن
5 بازدید
[ نِ دَ ] (مص) دیدن. نگاه کردن. (آنندراج). سپردن و نگریستن و نظر کردن و دیدن و دادن برای نگاه داری و محافظت و پاسبانی کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نگاهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر