معنی نگاهدار
5 بازدید
[ نِ ] (نف مرکب) نگاهبان. (آنندراج). نگه دار. محافظ. پاسبان. (ناظم الاطباء). نگاه دارنده. حافظ. گوش دار. حفیظ. رقیب. حارس. عاصم. (یادداشت مؤلف): تا خوی او چنین بود او را به روز و شب ایزد نگاه دار بود ز آفت زمن.فرخی. نگاه دار و معینت خدای باد که هرگز بجز خدای نباشد نگاه دار معین را.سعدی. || ضابط. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نگاهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر