معنی نگاری

معنی نگاری

7 بازدید
[ نِ ] (ص نسبی) منسوب به نگار. (فرهنگ فارسی معین). || نگارین. منقش. مزین. || (اِ) قسمتی از شکمبهٔ گوسفند که دارای اشکال هندسی مسدس شکل است. شکمبهٔ گوسفند به سیرابی، نگاری، شیردان و هزارلا تقسیم می شود. || ابزار کشیدن شیرهٔ تریاک. لولهٔ دراز میان تهی به طول تقریبی نیم گز، یک سر آن سوراخی دارد که به دهان می گذارند. سر دیگر این لوله بسته است، و نزدیک انتهای آن حقهٔ گرد سوراخ داری است به نام چَلَم (بر وزن کلم و قلم). و شیرهٔ تریاک را (شیره ای که از جوشاندن و تصفیه کردن سوختهٔ تریاک به دست آرند) بر روی حقهٔ گرداگرد سوراخ مالند و آن را برابر شعله ای که از شمع افروخته یا فتیله ای که در مخزن روغن یا پیه تعبیه شده است و به وسیلهٔ حباب بلوری یا فلزین تنظیم گشته است، قرار دهند و چون شیره در برابر شعله جوشیدن گرفت، شخص شیره ای -که سر نگاری را به دهان دارد -به دم دود آن را می کشد.

کلمات هم‌قافیه با «نگاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید