معنی نگارش
17 بازدید
[ نِ رِ ] (اِمص، اِ) نگاشتن. (آنندراج). اسم و حاصل مصدر از نگاشتن. (یادداشت مؤلف). نقش کردن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || تحریر. نوشتن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || انشاء. (یادداشت مؤلف). || نقش و نگار. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رسم. (ناظم الاطباء). نقاشی. (یادداشت مؤلف). || تصویر. (یادداشت مؤلف). || خط. تحریر. نوشته. (ناظم الاطباء). دستخط. (یادداشت مؤلف). - ادارهٔ نگارش؛ انطباعات. (لغات فرهنگستان). ادارهٔ مطبوعات در بعضی وزارت خانه ها. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نگارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر