معنی نگارستان
6 بازدید
[ نِ رِ ] (اِ مرکب) جای نقش و نگار. محل پرنقش وتصویر. (فرهنگ فارسی معین). کنایه از باغ پرگل وگیاه رنگارنگ : خجسته خواجهٔ والا در آن زیبا نگارستان گرازان روی سنبل ها و تازان زیر عرعرها. منوچهری. از وفا رنگی نیابی در نگارستان چرخ رنگ خود بگذار بوئی هم نخواهی یافتن. خاقانی. گشتی از نعل او شکارستان نقش بر نقش چون نگارستان.نظامی. حاجت صورت نبود آئینه هست گر نگارستان تماشا می کند.سعدی. کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن تا همه خلق ببینند نگارستان را.سعدی. در تماشای پری رویان اقلیم خیال دیده گر بر هم نهی چشمت نگارستان شود. حکیم (از آنندراج). || نقاش خانه. (یادداشت مؤلف). کارگاه نقاشی. (فرهنگ فارسی معین): بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت گرچه نبود در نگارستان خط مشکین غریب. حافظ. || خانهٔ به نقش و نگار آراسته شده و نقاشی کرده شده. (ناظم الاطباء). کاخ منقوش و مصور. (فرهنگ فارسی معین). خانهٔ به نگارکرده. خانهٔ منقش. خانهٔ مزین به نقش ها. (یادداشت مؤلف): این است همان ایوان کز نقش رخ مردم خاک در او بودی دیوار نگارستان.خاقانی. تا نگارستان نخوانی طارم ایام را کز برون سو زرنگار است از درون سو خاکدان. خاقانی. در نگارستان صورت ترک حظ نفس کن تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل. سعدی. جمله شیران و شکاران نگارستانت فارغ از حمله و ایمن ز کمند و ز کمین. سلمان ساوجی. - نگارستان چین؛ نگارخانهٔ چین. نگارستان چین را در داستانها موضعی در چین پنداشته اند پر از تصاویر طرفه و نقش و نگار بدیع، و همان است که به نام نگارخانه خوانده اند. در داستان «دژ هوش ربا» نگارستان شهری پرنقش ونگار در سرحد چین معرفی شده است. این شهرت از آنجا پیدا شده که چینیان در انواع نقاشی و مخصوصاً مینیاتور از دیرباز مهارتی خاص داشته اند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): هست آن پر در نگارستان چین اطلبوا العلم ولو بالصین ببین.عطار.[ نِ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزمار غربی بخش ورزقان شهرستان اهر، در ۲۳هزارگزی مغرب ورزقان، در منطقه ای کوهستانی و معتدل هوا واقع است و ۵۱۱ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه و چشمه، محصولش غلات و حبوبات و میوه های سردرختی، شغل اهالی زراعت و گله داری و فرش بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ نِ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار، در ۱۶هزارگزی مشرق بیجار، در دامنهٔ سردسیری واقع است و ۶۱۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات، محصولش غلات و انگور و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ نِ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، در ۶۳هزارگزی جنوب شرقی اردکان، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۱۹۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و چغندر و برنج، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «نگارستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر