معنی نگارخانه

معنی نگارخانه

5 بازدید
[ نِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) نقاش خانه. کارگاه نقاشی : همه را در نگارخانهٔ جود قدرت اوست نقشبند وجود.نظامی. - نگارخانهٔ چین (چینی)؛ نگارستان چین. رجوع به نگارستان شود: دل را بدان نگار سپردم که داشتم زو چون نگارخانهٔ چین پرنگار دل.سوزنی. خوشتر از صد نگارخانهٔ چین نقش آن کارگاه دست گزین.نظامی. کآمده ست از نگارخانهٔ چین خواجه با صدهزار حورالعین.نظامی. گر التفات خداوندیش بیاراید نگارخانهٔ چینی و نقش ارتنگی است. سعدی. چنین درخت نروید به بوستان ارم چنین صنم نبود در نگارخانهٔ چین.سعدی. || بتخانه : بتی که چشم من از هر نگاه دیدهٔ او نگارخانه شد ارچه پدید نیست نگار. فرخی. و رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود. || خانه ای را گویند که به نقش و نگار آراسته باشند، یعنی نقاشی کرده باشند. (برهان قاطع). خانه ای که در آن صورتهای رنگین رنگارنگ نهاده باشند. (از انجمن آرا) (از آنندراج): از تو خالی نگارخانهٔ جم فرش دیبا کشیده بر بجکم.رودکی. شد گل رویت چو کاه و تو ز حریصی راست همی کن نگارخانه و گلشن. ناصرخسرو. کجاست مجنون تا عرض داده دریابد نگارخانهٔ حسن جمال لیلی را. انوری (از انجمن آرا).

کلمات هم‌قافیه با «نگارخانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید