معنی نگاربندی
6 بازدید
[ نِ بَ ] (حامص مرکب) نقشبندی. صورتگری. نقاشی : تا پیشهٔ او شد نگاربندی وهم و خِرَد و جان نگار دارد.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «نگاربندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر