معنی نکو شدن
7 بازدید
[ نِ شُ دَ ] (مص مرکب) نیکو شدن. بهبود یافتن. اصلاح شدن. و رجوع به نیکو شدن شود: ز بدگهر همه نیک تو بد شود لیکن به قول نیک تو فعل بدش نکو نشود. خاقانی.
کلمات همقافیه با «نکو شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر