معنی نکوعهد
4 بازدید
[ نِ عَ ] (ص مرکب) باوفا. که عهد خود نشکند. که پیمان نگه دارد: این همه زحمت که هست درد دو چشم من است هیچ نکوعهد نیست کو شودم توتیا.خاقانی.
کلمات همقافیه با «نکوعهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر