معنی نکوصورت
5 بازدید
[ نِ رَ ] (ص مرکب) نکوروی. نکوچهر. نکوچهره. نکوسیما. زیبا. زیباروی : هرکه بی سیرت خوب است نکوصورت جز همان صورت دیوار مپندارش. ناصرخسرو. مرد نکوصورت بی علم وشکر سوی حکیمان به حقیقت بت است. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «نکوصورت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر