معنی نکوداشت
6 بازدید
[ نِ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) نکو داشتن. (یادداشت مؤلف). رعایت. تفقد. اعزاز. اکرام. رجوع به نکو داشتن شود: عالمی را به نکوداشت نگه دانی داشت مال خویش از قِبَلِ داشت نداری تو نگاه. فرخی.
کلمات همقافیه با «نکوداشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر