معنی نکوخوی
5 بازدید
[ نِ ] (ص مرکب) نکوخو. رجوع به نکوخو شود: شادمان باد و به هر کام که دارد برساد آن نکوخوی نکومنظر نیکومخبر.فرخی. نکودلی و نکومذهب و نکوسیرت نکوخوئی و نکومخبر و نکومنظر.فرخی. نکوخویان سفیهان را زبونند که اینان راهوار آنان حرونند.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «نکوخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر