معنی نکرت
7 بازدید
[ نَ کِ رَ ] (ع اِمص) نکرة. مقابل معرفت. ناشناختن : چون معرفت وی را حبس و حجاب باشد آن معرفت نکرت بود و آن نعمت نقمت و آن عطا غطا. (کشف المحجوب ص ۲۲۱).
کلمات همقافیه با «نکرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر