معنی نکرة
6 بازدید
[ نَ کَ رَ ] (ع اِمص) ناشناسائی. (منتهی الارب). اسم است انکار را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ نَ کِ رَ ] (ع اِمص) ناشناسائی. (منتهی الارب) (آنندراج). انکار کسی چیزی را. (از متن اللغة). ناشناختن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۰۱) (زوزنی). خلاف معرفة. (منتهی الارب). رجوع به نکره شود. - اسم نکرة؛ آنکه در وی خصوصیتی نباشد مثل رجل و نحو آن. (منتهی الارب). رجوع به نکره شود. || (اِ) پوستکی سبز که از شکم با بچه بیرون آید. || ریش و آبله پر از خون و ریم. (منتهی الارب). آنچه از خون و چرک که از خراج بیرون آید. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). در بیماری زحیر چرک و خونی که از شکم دفع شود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر