معنی نکتانب
6 بازدید
[ نِ نِ ] (اِخ) نام دو تن از فراعنهٔ مصر است: نکتانب اول (ابوریحان این نام را «ناقاطانباس» ضبط کرده است): از فراعنهٔ سلسلهٔ سی ام مصر و به روایتی نخستین فرعون این سلسله است. از احوال او اطلاع روشنی در دست نیست. وی معاصر با اردشیر دوم بود و چون دریافت که اردشیر پس از فراغت یافتن از امور آسیای صغیر و فرونشاندن شورش قبرس عزم تصرف مصر خواهد کرد، به ناچار با دولت آتن نزدیک شد و خابریاس سردار آن مملکت را با سپاهیان یونانی به خدمت خود طلبید. و چون اردشیر سپاهیان خود را به سرداری فرناباد و ایفیکرات مأمور تسخیر مصر کرد وی با سپاهیانی که فراهم کرده بود هفت دهنهٔ رود نیل را بر سپاه ایران بست. لشکریان ایران در آغاز فتوحاتی کردند و سرانجام چون بین دو سردارشان اختلاف افتاد شکست خورده و بی نصیب بازگشتند. رجوع به ایران باستان صص ۱۱۳۳-۱۱۳۷ شود. نکتانب دوم: از فراعنهٔ مصر و معاصر با اردشیر سوم پادشاه ایران است. وی برای مقابله با سپاهیان ایران که باز به سوی مصر بسیج شده بودند قشونی مرکب از ۲۰هزار یونانی و همین تعداد لیبیائی و ۶۰هزار مصری و تعداد فراوانی کشتی و کرجی تدارک دیده بود. با اینهمه براثر غروری که داشت فرماندهان یونانی سپاه خود را طرد کرد و خود فرماندهی جنگ را برعهده گرفت و سرانجام از سپاه ایران شکست خورد و براثر این شکست مصر دیگرباره به تصرف ایران درآمد. رجوع به ایران باستان ص ۱۱۴۱، ۱۱۶۸، ۱۱۷۴ و ۱۱۷۷ شود.
کلمات همقافیه با «نکتانب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نب» برای سرودن شعر