معنی نکابت
5 بازدید
[ نِ بَ ] (ع مص) گزند به دشمن رسانیدن. (غیاث اللغات). و رجوع به نکایت شود: در این نزدیکی جزیره ای است که نکابت اهل آن در حق ما زیادت از قصد دیگر دشمنان است . (ترجمهٔ اعثم کوفی ص ۱۵). اهل سقلیه عراده ها از حصار روان می کردند، اصلاً کارگر نمی آمد و نکابتی و ضرری از آن به کسی نمی رسید. (ترجمهٔ اعثم کوفی ص ۹۴).
کلمات همقافیه با «نکابت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر