معنی نژه
6 بازدید
[ نَ ژَهْ / ژِهْ ] (اِ) شاخ درختی را گویند که بسیار نازک و لطیف برآمده باشد. (برهان قاطع) (از جهانگیری). شاخ درخت نازک و لطیف. (آنندراج) (انجمن آرا). شاخ بسیار باریک از درخت. (ناظم الاطباء). || ورق طلا و نقره که به هیأت برگ گل بریده باشند و بر سر پادشاهان و نودامادان نثار کنند. (جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از انجمن آرا). || چوبی که بدان سقف خانه را پوشند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از السامی). تیری را خوانند که سقف را بدان بپوشند. (جهانگیری). || سقف. (آنندراج). || تیر صیاد. (از ناظم الاطباء).[ نِ ژَهْ ] (ص) جبان. هراسان. پریشان. مضطرب. || معزز. محترم. بزرگوار. (ناظم الاطباء).[ نَ ژَهْ ] (اِخ) نام ستاره ای است از ثوابت. (برهان قاطع) (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «نژه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژه» برای سرودن شعر