معنی نژندی

معنی نژندی

8 بازدید
[ نِ / نَ ژَ ] (حامص) غمگینی. دل گرفتگی. ملالت. افسردگی. اندوه. (ناظم الاطباء). غم. ملال. نژند بودن : درستی و هم دردمندی بود گهی خوشی و گه نژندی بود.فردوسی. سلیح و سپاه و درم پیش تست نژندی به جان بداندیش تست.فردوسی. نژندی و هم شادمانی ز تست انوشه دلیری که راه تو جست.فردوسی. نباشد شادمانی بی نژندی نه پیروزی بود بی مستمندی. فخرالدین اسعد. که نه چیز دارد نه دانش نه رای نژندی است بهرش به هر دو سرای.اسدی. پدیدار آید از خوش خندهٔ تو به روی دشمن صاحب نژندی.سوزنی. لیک چون طالعم به صحبتشان نیست در دل مرا نژندی نیست.خاقانی. || پستی. پست شدن. افتادگی. مقابل اوج و رفعت و بلندی : هم او تخت و تاج و بلندی دهد هم او تیرگی و نژندی دهد.فردوسی. || پژمردگی. افسردگی : کنون سوسنت دردمندی گرفت گلت ریخت لاله نژندی گرفت.اسدی. و رجوع به نژند شود. - نژندی کردن : وگر خود دگرگونه گردد سخن تو زاری مساز و نژندی مکن.فردوسی. بدو گفت گشتاسب تندی مکن بزرگی بیابی نژندی مکن.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «نژندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید