معنی نژمند
6 بازدید
[ نِ مَ ] (ص) محترم. بزرگوار. (ناظم الاطباء) (اشتنگاس). بامهابت. (از شعوری): آن یکی نژمند صاحب عز و جاه هوشمند و عاقل و پرانتباه (؟). میرنظمی (از شعوری). || پریشان. دلتنگ. غمگین. (ناظم الاطباء) (اشتنگاس). غصه دار. (از شعوری ص ۳۹۹).
کلمات همقافیه با «نژمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر