معنی نچیز
4 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) ناچیز. لاشی ء: جان پرمایه همی چون بفروشی به نچیز چیز پرمایه همان به که به ارزان ندهی. ناصرخسرو. || معدوم. فانی. عدم : مپندار جان را که گردد نچیز که هرگز نچیز او نگردد بنیز.اسدی. در تمام معانی رجوع به ناچیز شود.
کلمات همقافیه با «نچیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر