معنی نویان
9 بازدید
(ترکی -مغولی، اِ) پادشاه زاده. (رشیدی) (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ترکان ملوک و سلاطین را بدین نام خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ خطی). از القاب بزرگان ترک است. (انجمن آرا). || امیر. اعظم. (رشیدی). امیر، فرمانده سپاه. سردار. در عنوان سرداران مغول و ترک آید. (از فرهنگ فارسی معین). || سبدی یا طبقی را نیز گفته اند که از چوب بید بافته باشند. (برهان قاطع) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نویان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر