معنی نوگوشاسب
5 بازدید
[ نَ / نُو ] (ص مرکب) تازه بالغ. تازه به حد بلوغ رسیده. تازه به حد مردان یا زنان رسیده: تکل؛ مردی نوگوشاسب. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). رجوع به گوشاسب شود.
کلمات همقافیه با «نوگوشاسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر