معنی نوگفاره
5 بازدید
[ نَ / نُو گُ رَ / رِ ] (ص) هرزه گوی. پرگوی. نوگواره. (برهان قاطع). بسیارگوی. (از سروری) (از صحاح الفرس). پرحرف. نوگفار. (ناظم الاطباء). رجوع به نوگواره شود.
کلمات همقافیه با «نوگفاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر