معنی نوکنده
4 بازدید
[ نَ / نُو کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) گل تازه که از گلبن کنده اند و هنوز پژمرده نشده و بی طراوت نگشته. (از انجمن آرا). تازه کنده. (فرهنگ فارسی معین). تازه چیده. نوچیده. شاداب. ناپلاسیده. || که به تازگی حفر شده است. رجوع به کندن به معنی حفر کردن شود. || کنایه از امرد نوخاسته . (فرهنگ فارسی معین).[ نَ کَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان زیرکوه سورتیجی بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری، در ۱۸ هزارگزی جنوب غربی کیاسر در منطقهٔ کوهستانی جنگلی معتدل هوایی واقع است و ۱۸۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و رود تجن، محصولش غلات و برنج، شغل مردمش زراعت و کرباس بافی و شال بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ نَ کَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان. در ۶ هزارگزی جنوب غربی بندر گز، در دشت واقع و هوای آن معتدل و مرطوبی است و ۴۱۸۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و چاه، محصولش برنج و غلات و پنبه و کنجد، شغل مردمش زراعت و پارچه بافی و چادرشب بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ نَ کَ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیل دولاب بخش رضوانده شهرستان طوالش در ۱۰ هزارگزی شمال شرقی رضوانده در جلگهٔ معتدل هوای مرطوبی واقع است و ۹۲۵ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ شفارود، محصولش برنج و ابریشم و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «نوکنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر