معنی نوکند
4 بازدید
[ نَ / نُو کَ ] (ن مف مرکب) نوکنده. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به نوکنده شود.[ نَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند در ۲۵ هزارگزی شمال شرقی خوسف، در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و ۱۱۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و اقسام میوه ها، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ نَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان افشاریهٔ ساوجبلاغ کرج از شهرستان تهران، در ۳۰ هزارگزی غرب کرج و ۶ هزارگزی جنوب ینگی امام، در جلگهٔ معتدل هوایی واقع است و ۲۹۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات و رود کردان، محصولش غلات و صیفی و بنشن و چغندرقند و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ نَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند، در ۳۰ هزارگزی جنوب شرقی بیرجند در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و ۲۵۲ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و میوه ها و ابریشم، شغل مردمش زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «نوکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر