معنی نوکرد
5 بازدید
[ نَ / نُو کَ ] (ن مف مرکب) بنای نو. نوکرده. نوساخته. تازه بنا کرده. عمارت نو: شاهم بر گاه برآرید گاه بر تخت زرین تختم در بزم برآرید بزم در نوکرد شاه. خسروانی (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نوکرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر