معنی نوکرباب
3 بازدید
[ نَ / نُو کَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) از طبقهٔ نوکر. چاکرپیشه. از نوع نوکر. (یادداشت مؤلف). کسی که از طبقهٔ نوکران و خدمتگزاران باشد. (فرهنگ فارسی معین). - امثال: نوکرباب شش ماه چاق است شش ماه لاغر. || از نوع اعضای حکومت و دولت. (یادداشت مؤلف). عضو ادارهٔ دولتی. (از فرهنگ فارسی معین): بود نوکرباب کمتر حشر او محدودتر وز جوانان اداری هر طرف محشر نبود. بهار (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نوکرباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر