معنی نوکاری
5 بازدید
[ نَ / نُو ] (حامص مرکب) تازه کار بودن. مبتدی بودن. (فرهنگ فارسی معین). نوکار بودن. رجوع به نوکار شود. || (اصطلاح مقنیان) با کاری تازه بر طول قنات افزودن. رجوع به نوکار شود. || نوکری. (فرهنگ فارسی معین): او را یرلیغ و پایزهٔ سرشیرداد و نایمتای و ترمتای را به نوکاری او معین گردانید. (جهانگشای جوینی) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نوکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر