معنی نوژن
6 بازدید
[ ژَ ] (اِ) درخت صنوبر و کاج. (برهان قاطع) (آنندراج). نوژ. (جهانگیری). نوز. نوج. ناژ. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): نوژن نسب است هر دم از قامت او فریاد ز سرو بوستان می ریزد. شمس طبسی (از فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «نوژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر