معنی نووی
6 بازدید
[ نَ وَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به نوی که قریه ای است به شام. (از منتهی الارب).[ نَ وَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به نوا است و آن دیهی است در سه فرسخی سمرقند. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۵۲ از مراصد الاطلاع).[ نَ وَ وی ی ] (ص نسبی) منسوب به نوا است و آن شهر کوچکی است از توابع ناحیهٔ حوران از نواحی دمشق که منزل ایوب نبی بود و قبر سام بن نوح نیز در آنجاست. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۵۲، نقل از مراصدالاطلاع).[ نَ وَ وی ی ] (اِخ) محمدبن عمربن عربی بن علی معروف به نووی و مکنی به ابوعبدالمعطی، از علمای قرن چهاردهم هـ . ق. است. در معجم المطبوعات ۳۷ جلد کتاب از تصانیف او نام برده شده و از آن جمله است: ۱ - بغیةالعوام فی شرح مولد سیدالانام. ۲ - التفسیرالمنیر لمعالم التنزیل المسفر عن وجوه محاسن التأویل. ۳ -الدرر البهیة فی شرح الخصائص النبویة. ۴ -لباب البیان، در استعارات. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۵۲). و رجوع به معجم المطبوعات ص ۱۸۷۹ شود.[ نَ وَ وی ی ] (اِخ) یحیی بن شرف الدین بن مری بن حسن حزامی دمشقی حورانی نووی، ملقب به محیی الدین و مکنی به ابوزکریا. از اکابر علما و محدثین مذهب شافعی و از زهاد قرن هفتم است. وی به سال ۶۷۶ هـ . ق. در مولد خود نوای دمشق در حدود ۴۵سالگی درگذشته است. او راست: ۱- الاذکار المنتخبة من کلام سیدالابرار، معروف به حیلةالابرار. ۲- الاربعون حدیثا النوویة. ۳- التبیان فی آداب حملةالقرآن. ۴- التقریب و التفسیر لمعرفة سنن البشیر النذیر. ۵- تهذیب الاسماء و اللغات، در رجال. ۶- روضةالطالبین و عمدة المفتین، در فقه شافعی. ۷- ریاض الصالحین من کلام سیدالمرسلین. ۸- مقاصدالنووی. ۹- المنهاج فی شرح صحیح مسلم بن حجاج. ۱۰- منهاج الطالبین و عمدةالمفتین. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۵۲ و الاعلام زرکلی ج ۹ ص ۱۸۵). و رجوع به قاموس الاعلام ج ۶ ص ۴۶۷۳ و لغات تاریخیه و جغرافیه ج ۷ ص ۹۶ و معجم المطبوعات ص ۱۸۷۱ و طبقات الشافعیهٔ سبکی ج ۵ ص ۱۶۵ و النجوم الزاهرة ج ۷ ص ۲۷۸ و آداب اللغة ج ۳ ص ۲۴۳ و مفتاح السعادة ج ۱ ص ۳۹۸ و فهرس الخزانة التیموریة ج ۳ ص ۳۰۷ و هادی المسترشدین ص ۴۷۱ و دیگر مآخذ مذکور در الاعلام زرکلی ج ۹ ص ۱۸۵ شود.
کلمات همقافیه با «نووی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر