معنی نونوار
6 بازدید
[ نَ / نُو نَ ] (ص مرکب) در تداول، کسی که تهیدست بوده و سر و وضعی درست نداشته و بسبب اتفاقی یا انعام و بخشش کسی به نوائی رسیده و سر و وضع خود را تغییر داده و زندگیش را سامان بخشیده. (از فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده). - نونوار شدن؛ پس از آنکه جامه های مندرسی داشت البسهٔ نو و گران قیمت دارا شدن. (یادداشت مؤلف). از فقر و فلاکت خلاص یافتن. جامهٔ خلقان و کهنه را به نو بدل کردن.
کلمات همقافیه با «نونوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر