معنی نوقدم
6 بازدید
[ نَ / نُو قَ دَ ] (ص مرکب) مبتدی. کسی که تازه قدم به کاری گذاشته باشد. (آنندراج). شاگرد و تلمیذ مبتدی. نوآموز. (ناظم الاطباء). || تازه وارد. تازه رسیده. (فرهنگ فارسی معین). || نوبه پاآمده. نورفتار. (آنندراج). کودکی که تازه راه رفتن را آموخته باشد. (ناظم الاطباء): به طرف کوی عشق از ناتوانی چون ز پا افتم چو طفل نوقدم برخیزم و دیگر بجا افتم. وهمی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نوقدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر