معنی نوغان
5 بازدید
[ نَ / نُو ] (اِ) بزر. تخم نوغان. (یادداشت مؤلف). || پیله. (یادداشت مؤلف). || قسمی پیشتاب. (یادداشت مؤلف). قسمی اسلحهٔ کمری. رجوع به پیشتاب و پیستوله شود.
کلمات همقافیه با «نوغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر