معنی نوط

معنی نوط

5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) سربار که میان دو تنگِ بار باشد. (منتهی الارب). سربار و بار اضافی که بین دو لنگهٔ بار نهند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). یقال: اثقل الدابة النوط. (اقرب الموارد). || توشه دان خرد که در آن خرما و جز آن نهند و از شتر آویزند. (منتهی الارب). توشه دان خرما. (لغت نامهٔ مقامات حریری). جلت خرما که اندر آن خرما بود. (از مهذب الاسماء). جلة کوچک که در آن خرما و جز آن نهند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ج، انواط، نیاط. یقال: ان اعیی البعیر فزده نوطاً. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || هرچه از چیزی درآویخته شود. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || میان پشت و سرین. (فرهنگ خطی). مابین عَجُز و متن. (متن اللغة). نوض. رجوع به نوض شود. || (مص) درآویختن چیزی را. (از منتهی الارب). چیزی از جای بیاویختن. (زوزنی). آویختن. (غیاث اللغات). آویزان کردن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نیاط. (اقرب الموارد). || آماسیدن سینهٔ شتر. (از منتهی الارب). رجوع به نوطة شود.
(ع اِ) جِ نیاط. رجوع به نیاط شود.

کلمات هم‌قافیه با «نوط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید