معنی نوشینلب
6 بازدید
[ لَ ] (ص مرکب) نوش لب. نوشین دهان : او سمن سینه و نوشین لب و شیرین سخن است مشتری عارض و خورشیدرخ و زهره نقاب. فرخی. ز نوشین لب خویش بگشاد بندنظامی. یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشاق بود.حافظ.
کلمات همقافیه با «نوشینلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر