معنی نوشگوی
5 بازدید
(نف مرکب) شیرین گفتار: ای پسر می گسار نوش لب و نوش گوی فتنه به چشم و به خشم فتنه به روی و به موی. منوچهری.
کلمات همقافیه با «نوشگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر