معنی نوشهر

معنی نوشهر

6 بازدید
[ نَ شَ ] (اِخ) (بندر...) مرکز شهرستان نوشهر، در ۸ هزارگزی مشرق چالوس و ۱۶۰ هزارگزی مغرب بابلسر در ۵۱ درجه و ۲۳ دقیقهٔ طول و ۳۶ درجه و ۳۹ دقیقهٔ عرض جغرافیایی واقع است و اختلاف ساعت آن با تهران ۳۰ ثانیه است. نوشهر قبل ازسال ۱۳۱۰ هـ . ش. ده کوچکی بود به نام ده نو و حبیب آباد که بعداً به سبب موقعیت ممتازش رو به آبادی گذاشت و بندر معموری گشت. بندر نوشهر ۲۰۰۰ تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ نَ شَ ] (اِخ) شهرستانی از استان دوم و محدود است از شمال به دریای خزر، از جنوب به خطالرأس سلسله جبال البرز، از مشرق به بخش نور شهرستان آمل، از مغرب به شهرستان تنکابن. طول شهرستان در ساحل دریا در حدود ۷۰ هزار گز است. این شهرستان از حیث وضع طبیعی به دو منطقهٔ کوهستانی و دشت تقسیم می شود، منطقهٔ دشت آن در ساحل دریا واقع است و عرض آن از ۳ تا ۷ هزار گز است و هوای آن مرطوب و معتدل است. قسمت های جنوبی و مرکزی شهرستان کوهستانی و سردسیر است. سلسله جبال البرز در این شهرستان شامل ۳ رشته است، نخست رشته ای که از ساحل دریا دیده میشود و پوشیده از جنگل است و موازی با ساحل دریاست و مرتفع ترین قلهٔ آن کوه کلارآباد و قلعهٔ مور واقع در جنوب صلاح الدین کلا است و دهستانهای کلاردشت، پنجک رستاق، زانوس رستاق، توابع کجور، کالج، پشت این رشته کوه واقع شده اند. رشتهٔ دوم در جنوب دهستانهای مذکور تقریباً موازی با رشتهٔ اول ولی مرتفعتر از آن است و سرچشمهٔ اغلب رودخانه های شهرستان است و قلل مرتفع آن عبارت است از: شاه کوه در جنوب زانوس رستاق، کوه قرق در جنوب کجور، کوه سیاسنگ در جنوب کالج. رشتهٔ سوم سلسلهٔ اصلی جبال البرز است و مرتفعتر از دو رشتهٔ دیگر است و مقسم المیاه آن حد طبیعی مازندران با شهرستان تهران است و مرتفعترین قلهٔ آن کوه تخت سلیمان در جنوب کلاردشت و کندوان است. دهستانهای ییلاقی بخش نور بین رشتهٔ اول و سوم واقع است. رودخانه های مهم شهرستان عبارتند از: رودخانهٔ سرداب رود که از کوه تخت سلیمان سرچشمه می گیرد و از کلاردشت می گذرد و در ۸ هزارگزی جنوب غربی چالوس قراء دهستان قشلاق را مشروب می کند. دیگر رودخانهٔ چالوس است که از کندوان سرچشمه می گیرد و پس از پیوستن با چند رودخانهٔ دیگر در پل دوآب به منج رود می پیوندد و در جنوب چالوس برخی از مزارع دهستان قشلاق و کران را آبیاری می کند. رود کجور نیز از ارتفاعات جنوبی ورزان سرچشمه می گیرد و قراء صلاح الدین کلا را مشروب می کند. رود کجرود نیز قراء کجرستاق و حدود المده را مشروب می کند. گذشته از اینها چند رودخانهٔ دیگر از قبیل ماشلک، خیررود، کنس رود نیز در این شهرستان جاری است. سواحل این شهرستان عمیق نیست، به طوری که تا فاصلهٔ یک کیلومتر عمق آب دریا از ۵/۱ متر تجاوز نمی کند. این شهرستان مشتمل است بر ۳ بخش به شرح زیر: ۱ -بخش چالوس که یک دهستان و ۳۷ آبادی دارد. ۲ -بخش کلاردشت شامل ۳ دهستان و ۷۸ آبادی. ۳ - بخش مرکزی که ۱۲ دهستان و ۱۴۶ آبادی دارد. جمعیت شهرستان بالغ بر ۷۵۰۰۰ نفر است. مرکز شهرستان بندر نوشهر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ نَ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان اوجان بخش بستان آباد شهرستان تبریز، در ۱۵ هزارگزی جنوب بستان آباد و ۲ هزارگزی جادهٔ میانه به تبریز، در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۵۷۲ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و یونجه، شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ نَ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل، در ۲۲ هزارگزی جنوب اردبیل و یک هزارگزی جادهٔ خلخال به اردبیل، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۸۳۱ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و چاه، محصولش غلات و حبوبات، شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «نوشهر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید