معنی نوسوار
7 بازدید
[ نَ / نُو سَ ] (ص مرکب) آنکه تازه شروع به سواری کرده باشد. (آنندراج): همی نوسواریش پنداشتند چو خود از سر شاه برداشتند.فردوسی. دیگری دارد عنانت همچو طفل نوسوار گرچه در ظاهر عنان اختیارت داده اند. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نوسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر