معنی نوسخن
4 بازدید
[ نَ / نُو سُ خَ / خُ ] (ص مرکب) طفلی که تازه به گفتار درآمده باشد. (آنندراج): شد مرغ به عاشقی نواساز چون کودک نوسخن هم آواز. فیاضی (از آنندراج). || که سخنان بدیع و نادر گوید. که در سخن مبتکر و مبدع است. رجوع به نوسخنی شود.
کلمات همقافیه با «نوسخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر